اقتصاد کلان, سیاست گذاری

اختصاص بودجه به عمران

اختصاص بودجه به عمران

اختصاص بودجه به عمران

جداي از سوال نوبخت از وزارت راه و شهرسازي، پرسيديم باتوجه به طرح پيشنهادي مرکز پژوهش ها و طرح نوبخت،‌ دولت درصدد مقاومت دربرابر راهکارهاي مجلس است؟ و آيا طرح‌ نوبخت مي‌تواند درعمل وابستگي را قطع کند؟
اما نمايندگان کنوني و کارشناساني که روزي خودشان پستي در يکي از نهادهاي دولتي داشتند يا دارند و نمي خواهند عنواني از آنها ببريم، گفتند اختصاص بودجه هاي کشور به بخش عمران راه حل قطع وابستگي به نفت نيست و اين کار صرفا براي توجيه کردن اذهان عمومي است.
*بازاري که با افزايش نرخ دلار، قيمت‌هايش فضايي شد
اين بار با مسئولان تماس گرفتيم و دليل عدم کاهش قيمت ها با وجود نزول نرخ دلار را جويا شديم و گفتند دلار کاهش پيدا کند قيمت هاي بازار پايين نمي آيد و دليل هم آوردند. اما در نقطه نظراتشان نديدند که مردم با افزايش قيمت‌ها ديگر ماه‌هاست گوشتي نمي‌خرند و برنج ايراني نمي‌خورند، نديدند از شدت کار زياد و باقي ماندن همچنان پايين تر از خط فقر شب ها يادشان
مي رود ميوه بخورند يا اصلا نمي توانند ميوه بخرند.
در ايران دولت با کاهش ارزش پول ملي که به معناي بالا بردن نرخ دلار است، کسري بودجه را جبران مي‌کند اما با پايين آمدن نرخ دلار درصدد تعديل قيمت هاي بازار نيست و ادله هم دارد و تمام قد از دلايل عدم کاهش قيمت هاي
بازار دفاع مي کند و حتما روزي منتقدان را کور شده از نور مديريت دولتي مي‌خواند.
مردان سياست چه زماني مردم عادي را درک کردند؟ تا به حال شده بفهمند بعد از 30 سال کارگري و کاسبي، در سن60 سالگي، کارکردن به عنوان پيک موتوري يعني چه؟
براي يک بار هم که شده زن سرپرست خانواده را که از 7 صبح پشت ميز خياطي اش در کارگاه توليدي مي نشيند
و 8 شب خسته تر از صبح به خانه بازمي‌گردد، درک کرده اند؟
اين زن تنها يک نمونه از هزاران زن سرپرستي است که بايد قوي تر از مردان زندگي بگذراند و چراغ خانه را روشن نگه دارد، او ماهانه 500 هزارتومان اجاره مسکن، 600 هزارتومان اقساط بانک براي 15 ميليون تومان رهن خانه، 50 تومان پول قبض‌هاي ماهانه، 350 تومان اقساط صندوق قرض الحسنه، 400 هزارتومان اقساط وام کالا، 300 هزارتومان اقساط وام ازدواج دخترش براي فراهم کردن جهيزيه، 200 هزارتومان قسط ماهانه 40 کيلو برنجي که هرسال مي خرد و ديگر هزينه هاي زندگي که بايد پرداخت کند و با حقوقي که از کار در توليدي(تنها 1 ميليون و 500 هزارتومان) به دست مي‌آورد، روزها را شب و هفته ها را تا آخر ماه سپري مي‌کند، کدام مسئولي او را مي شناسد؟ اين قشر و ديگر اقشار صرفا زمان راي گيري براي مردان سياست مهم مي شوند، تا راي آنها را براي تکيه بر کرسي رياست جمهوري کشور، مجلس يا ساير نهادها به دست بياورند.
با کارشناسان اقتصادي درمورد دليل عدم کاهش قيمت هاي
بازار با وجود کاهش قيمت دلار گفت وگو کرديم و معتقدند خود دولت، يعني رئيس جمهور و کابينه اقتصادي آن قيمت دلار را بالا بردند و با اين کار، اعتماد از دست رفته مردم را هم تخريب کردند، حال کاهش 50 يا 100 توماني دلار را در بوق و کرنا مي‌کنند و از کاهش دم مي‌زنند، ديگر اعتمادي نيست و به همين دليل قيمت هاي بازار کاهش پيدا نخواهد کرد، زيرا واردکننده يا خريدار، کالاي مصرفي خود را با دلار 12 يا 13 هزارتومان خريده و توان فروش پايين تر از آن را ندارد.
هزاران سوال پرسيديم و خسته نشديم، اين بار هم مي پرسيم چه کسي پاسخگوي ضرر مردم است؟
واژه مردم شامل پيرمردي است که حقوق بازنشستگي کفاف 15 روز زندگي اش را نمي دهد، شامل جواني است که با کمترين سرمايه شروع به زندگي کرد و برنامه هايش براي خريد مسکن به يکباره بر سرش آوار شد، پسري که توان ازدواج ندارد، پدري که به سختي معيشت را مي گذراند و بايد به دخترش جهيزيه دهد و هزاران مثال ديگر که گوش شنوايي براي گفتن قصه شان نيست.
براي بررسي سياست هاي ارزي دولت و دليل عدم کاهش قيمت ها با پايين آمدن نرخ دلار با اقتصاددان، علي سعدوندي گفت وگو کرديم که در ادامه مي خوانيد.
«مسئله اين است که در کشور ما مشاهده پذيري يا تاثيرپذيري نرخ ارز بالاست، بنابراين با افزايش نرخ ارز، شاهد تورم موقت هستيم و دليلش هم اين است که سياست گذاران از ارز به عنوان لنگر تورم استفاده مي کنند. يعني نرخ ارز را تثبيت تا تورم را کنترل کنند، اما اين سياست در کوتاه مدت موثر است و از افزايش قيمت کالاهاي خارجي جلوگيري و مقدار کمي باعث کنترل نرخ تورم مي شود، اما واقعيت اين است که تثبيت نرخ ارز باعث افزايش و انباشت فشارها بر اين بازار
مي شود و به جايي مي رسد که دولت، بانک مرکزي و حاکميت نمي توانند نرخ ارز را کنترل کنند و درآن لحظه قيمت ارز به شدت افزايش پيدا و فنر اصلي آزاد مي شود و تلاطمات گسترده اي در ديگر بازارها به وجود مي آورد، درنتيجه اين سياست موثر نيست و به دليل همين سياست بوده که هرچند سال يک بار شاهد جهش ارزي بوديم.»

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *